فرمانده جوان سوسنگرد

محمدرضا پورکیان جوان 21 ساله‌ای بود که فرماندهی یکی از بحرانی‌ترین شهرهای جنگی را به عهده گرفت. شهر سوسنگرد، عراقی ها به آن خفاجیه می‌گفتند. یکبار در هفتم مهرماه 1359 اشغال شد، حبیب شریفی با همسرش به دست متجاوزین به اسارت در آمدند. علی شمخانی یکی از جسورترین و توانمندترین فرماندهانش را رهسپار سوسنگرد کرد تا از آن دفاع کند. یک بار از او پرسیدم چرا محمدرضا پورکیان را به منطقه‌ای مثل سوسنگرد فرستادید؟ او می‌توانست جزو فرماندهان ارشد جنگ باشد. به علت روحیه‌ای که داشت در همان ماه اول جنگ با همه دارایی‌اش که 40 نفر نیروی سپاه سوسنگرد بود به تیپ 43 زرهی دشمن حمله کرد و موفق شد دشمن را به عقب نشینی وادار کند و خود نیز در آن نبرد نابرابر به شهادت برسد. علی شمخانی گفت حفظ سوسنگرد فرمانده‌ای همچون پورکیان می‌خواست تا حفظ شود. اینکه محمدرضا پورکیان در شهرستان امیدیه و در خانواده‌ای متدین به دنیا آمد و مقلد امام (ره)، دانش آموز ممتاز، برخوردار از هوش و ذکاوت فوق العاده، حافظ قرآن و بخشی از نهج البلاغه، موسس کتابخانه مسجد جامع امیدیه و مبارزه با رژیم پهلوی از جوانی و دستگیری، بازداشت، شکنجه توسط ساواک و مبارزه درگروه منصورون، مبارزه با نام مستعار رضا احمدآبادی، دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز، رئیس ستاد و قائم مقام سپاه اهواز و امتیازات دیگر، کاری نداریم. پس باید به چه موضوعی از محمدرضا پورکیان پرداخت، چه اقدامی از او سر زد که از همه این‌ها مهمتر است.

kianpoor

باید برگردیم به 34 سال قبل، 23 مهرماه 1359، زمانی که لشگر 9 زرهی عراق در جریان تسخیر شهر اهواز بعد از شکست سنگینی که از جوانان غیور اهواز متحمل شد، تصمیم گرفت تیپ 43 زرهی خود را از مسیر جفیر به کرخه کور انتقال داده و با عبور از آن رودخانه جاده حمیدیه سوسنگرد را در منطقه جرگه سیدعلی قطع کند وخود را به کرخه رسانده و شهر سوسنگرد را برای بار دوم اشغال نماید، در این روز دشمن جاده را قطع کرد، به جرگه سیدعلی هم رسید و خیز بعدی را برای اشغال سوسنگرد برمی‌داشت، غافل از اینکه در سوسنگرد شیری هست، بنام محمدرضا پورکیان، محمدرضا به خوبی می‌دانست، یک تیپ زرهی سوسنگرد را محاصره کرده، این اطلاعات از طریق حسن باقری به او داده شد. همه موجودی‌اش را که چهل نفر نیروی سپاه سوسنگرد بود برداشت و به یک تیپ مجهز دشمن در جرگه سیدعلی حمله کرد. عاشورایی، همچون یاران حسین(ع) در کربلا، او موفق شد، دشمن را از جرگه سیدعلی و جاده به عقب براند. بعد هم به تعقیب آن‌ها پرداخت، تانک‌ها عقب نشستند و پورکیان به تعقیب آن‌ها رفت، درگیری سخت شد. 4 نفر از یارانش به شهادت رسیدند، او به نبرد ادامه داد و پنج دستگاه از تانک‌های دشمن را منهدم کرد و خودش هم به یاران حسین(ع) پیوست، راه او و حرکت او سرمشق بسیجیانی شد که تاکنون ادامه دارد.
فتح‌الله جعفری
بیست و سوم مهرماه 1393

نظر خود را اضافه کنید.

0 / 500 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 500 حرف باشد
شرایط و قوانین.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد