فتح خرمشهر

عملیات الی بیت المقدس نسبت به آنچه در طول جنگ تحمیلی رخ داده متفاوت است زیرا در فاصله 10 روز پس از اتمام عملیات فتح المبین، این عملیات آغاز شد به عبارت دیگر روند عملیات های آزاد سازی مناطق اشغالی کشورمان که با انجام عملیات های طریق القدس، ثامن الائمه(ع) و فتح المبین آغاز شده بود، با انجام این عملیات روند آزاد سازی مناطق اشغالی تکمیل تر می شد با این تفاوت که در عملیات های قبلی زمان طولانی تری بین دو عملیات بود ولی فاصله ای که بین دو عملیات فتح مبین و بیت المقدس بود، فاصله بسیار کوتاهی بود زیرا بنا به دلایلی مجبور شدیم زمان اجرای عملیات را زودتر از موعد پیش بینی شده انجام دهیم پس می بایست برای موفقیت در عملیات سرعت عمل بالایی می داشتیم.
از سوی دیگر همان گونه که اشاره شد روند پیروزی های رزمندگان طی عملیات های گذشته موجب شده بود تا حضور نیروهای مردمی در منطقه بسیار افزایش یابد که این هم عامل دیگری بود که می بایست عملیات را پیش از موعد مقرر شروع می کردیم. به نحوی که تجربه یک و نیم ساله فرماندهان سپاه در جنگ تحمیلی موجب شد تا بتوانند برای انجام عملیات از مجموع 170 گردان مورد نیاز، 120 گردان را با اتکا به همین نیروهای مردمی سازماندهی کنند. لذا این عاملی شد تا ظهور و بروز سپاه در عرصه نبرد تبدیل به قدرتی شود که تا آن زمان دشمن از آن بی اطلاع بود؛ همین عامل هم موجب شد تا رزمندگان اسلام طی این عملیات به پیروزی برسند.
منطقه عملیاتی الی بیت المقدس گسترده ترین و بزرگترین منطقه تحت اشغال دشمن بود به شکلی که وسعت منطقه از اهواز تا خرمشهر مساحتی حدود شش هزار متر مربع را شامل می شد و عراق با سپاه سوم و لشکرهای استقراری و احتیاطی خود، منطقه را به دژ مستحکمی تبدیل کرده بود حتی برای اطمینان منازل مردم را ضمن تخریب، آنها را به سنگر تبدیل کرده بود.
علاوه بر این در اسناد و مدارک به دست آمده از دشمن هم خواندیم که وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش مصر در بازدید از خرمشهر اشغال شده آن را به مانند دژی غیر قابل نفوذ می دانستند زیرا عراق استحکامات و موانع بسیاری تعبیه کرده بود که تصرف آن غیر ممکن می نمود.
به هر حال پس از انجام شناسایی های لازم، قرارگاه مرکزی کربلا در عملیات فتح المبین در منطقه عملیاتی الی بیت المقدس هم فعال شد و ستاد خود را در 40 کیلومتری اهواز مستقر کرد. بدین شکل خط دفاعی و پدافندی منطقه عملیاتی فتح المبین به قرارگاه فجر متشکل از لشکر 77 خراسان، تیپ 7 زرهی و 84 خرم اّباد ارتش و تیپ های المهدی(عج)، امام سجاد(ع) و علی بن ابی طالب(ع) سپاه واگذار شد.
لذا برای فعالیت در منطقه از مجموع سه قرارگاه فعال در زمان عملیات فتح مبین، مقرر می شود قرارگاه قدس از منطقه جنوب اهواز با استفاده از یگان هایی هم چون تیپ بیت المقدس اهواز، 79 حمیدیه، 41 ثار الله(ع)، 31 عاشورا، لشکر 16 زرهی قزوین و تیپ 57 ذوالفقار، قرارگاه نصر از خرمشهر تا شلمچه به فرماندهی حسن باقری با استفاده از تیپ هایی مانند لشکرهای 21 حمزه ،10 و 92 زرهی، تیپ های 23 بدر، 25 کربلا، 14 امام حسین(ع) 27 محمد رسول الله(ص)، 7 ولیعصر(عج)، 46 فجر و قرارگاه فتح به فرماندهی غلامعلی رشید از جنوب حسینیه چمران تا ایستگاه 7 مأموریت پیدا می کنند تا ارتش عراق را از شهر خرمشهر بیرون برانند.
بدین ترتیب با شروع شناسایی ها، اطلاعات قرارگاه نصر که مسئولیت آن بر عهده شهید مهدی زین الدین بود، به این نتیجه رسید، عراق در شرق رودخانه کارون مشغول احداث خاکریزی است که اگر تکمیل شود راه کارهای عملیاتی ما با مشکل مواجه می شود لذا بر اساس این اطلاعات زمان اجرای عملیات 10 روز زودتر از موعد قبلی تعیین شد. هر چند خیلی از یگان ها آماده نبودند ولی می بایست این عقب افتادگی را با سرعت و بطور شبانه روزی جبران می کردند به عنوان مثال ما باید برای عملیات حدود 400 دستگاه تانک و نفر بر زرهی را آماده می کردیم در حالی که هیچ سنگری برای استفاده از تانک ها نداشتیم. به همین دلیل وسعت و موقعیت منطقه ایجاب می کرد تلاش های آماده سازی خود را دو برابر می کردیم.
البته ناگفته نماند که عراق هم می دانست قرار است ما عملیاتی را در خرمشهر داشته باشیم زیرا یکی از خلبانان اسیر شده عراقی در بازجویی ها عنوان کرد ارتش عراق از وقوع احتمالی چنین حمله ای آگاهی دارد ولی به دلیل اینکه هنوز ارتش عراق شناخت کاملی از سپاه نداشت، تصور نمی کرد رزمندگان ما بتوانند در آزادسازی خرمشهر موفق شوند.
به هر روی رمز شروع عملیات در ساعت 23:30 دقیقه 10 اردیبهشت 1361 قرائت شد که به دنبال آن اولین درگیری ها در ساعت 2:30 دقیقه بامداد صورت گرفت و این درگیری هم در محور لشکر 25 کربلا روی داد و با پیشروی، نیروها توانستند سریع خود را به جاده اهواز ـ خرمشهر برسانند. در اینجا ارتش عراق برای اینکه عبور و مرور خودورهایش با تهدید مواجه نشود، خاکریزی به ارتفاع سه متر در شرق جاده اهواز ـ خرمشهر احداث کرده بود که همین خاکریز وقتی به تصرف رزمندگان ما درآمد، جان پناه خوبی برای دفع پاتک های ارتش بعث عراق شد. بدین ترتیب ارتش عراق در این منطقه، فضایی معادل 800 کیلومتر مربع را با تیپ های تازه تأسیس خود مانند تیپ های زین القدس، 55 زرهی و 422 پوشش داده بود.
پس از تثبیت مرحله اول قرار بود مرحله دوم 12 اردیبهشت آغاز شود ولی بواسطه پاتک هایی که عراقی ها انجام می دادند این مرحله با پنج روز تأخیر یعنی 17 اردیبهشت شروع شد که با شروع عملیات باران شدیدی شروع به باریدن گرفت به شکلی که منطقه شبیه باتلاق شد و نیروها به کندی و به سختی حرکت می کردند. همین عامل هم باعث شد تا عراقی ها تصور کنند در چنین شرایطی حمله ای از سوی رزمندگان ما علیه آن ها صورت نمی گیرد به همین خاطر رزمندگان اسلام با استفاده از چنین تصوری توانستند سریع خود رابه دژ مرزی برسانند و 20 کیلومتر از سرزمین های اشغالی مان آزاد شود و با عقب نشینی عراقی از مناطق اشغالی، مناطقی همچون پادگان حمید، حاشیه هورالهویزه، جُفیر تا ایستگاه حسینیه، آزاد شدند و عراقی ها هم مواضع خود را در پشت منطقه طلاییه مستقر ساختند تا بدین شکل از نفوذ بیشتر نیروهای ما به سمت بصره جلوگیری کنند.
اما از مرحله دوم به بعد با کاهش نیرو مواجه هستیم زیرا طی این دو مرحله عملیات، یگان های ما به علت جراحت و شهادت تعدادی از رزمندگان، با کاهش نیرو مواجه می شوند به همین خاطر فرصت یک هفته ای به نیروها داده شد تا ضمن استراحت و تقویت یگان ها، خود را برای مرحله آخر آماده کنند که بعد از آماده سازی و تقویت نیروها، مرحله آخر شروع و به دنبال آن شهر آزاد شد.
پس با انجام این عملیات که 24 روز به طول انجامید، بیش از پنج هزار متر مربع از سرزمین های جنوبی کشورمان آزاد شد و با به اسارت در آمدن 10 هزار نظامی عراقی و کشته شدن تعداد زیادی از نیروهای بعثی، صدام فرماندهان سپاه سوم، لشکر سوم و تیپ 12 و 48 خود را اعدام کرد.
سوم خرداد برای ملت ایران به دلیل حضور و نقش نیروهای مردمی به عنوان یک پیروزی شکوهمند در تاریخ ماندگار شده است البته نباید از نقش موثر و تعیین کننده حضرت امام و جهاد سازندگی در شکل گیری و پیروزی عملیات الی بیت المقدس هم غافل شد.
همه مدافعین ما در خرمشهر 500 نفر هم نمی شدند اما چه اتفاقی افتاد که بعد از یک و نیم سال 70 هزار نیروی مردمی آماده آزادسازی خرمشهر شدند؟ در صورتی که تعداد مدافعین عراقی این شهر در زمان اشغال تا آزاد سازی آن حدود 35 هزار نفر می شدند، با رهبری امام خمینی(ره) تعداد نیروهای آزاد کننده این شهر دو برابر اشغالگران بود.
اما نکته کلیدی شکست دشمن بنا به نظر شهید باقری این بود که ما با توجه به دار ابودن نیروهای انقلابی، وزنه غالب ما در جنگ، اتکا به ایمان و بعد انقلابی و معنوی رزمندگان است زیرا یک رزمنده با ایمان، توانایی 10 رزمنده دشمن را دارد؛ نمونه عینی آن پیروزی رزمندگان ما با دست خالی بر ارتشی بود که از نظر امکانات و تجهیزات جزو ارتش های قدرتمند منطقه محسوب می شد.
بنابر این چون دشمن از این تفکر بی اطلاع بود، شکست را پذیرا شد در واقع آن ها به دلیل اینکه فقط به ابزار و امکانات متوصل شده بودند، نتوانستند مقابل رزمندگانی که بدون ابزار و امکانات می جنگیدند، پیروز شوند. به عبارت دیگر غروری که ارتش عراق ناشی از داشتن برتری عددی در توان نظامی خود داشت موجب شد تا در این عملیات هم مانند عملیات های ثامن الائمه(ع)، طریق القدس و فتح المبین شکست بخورد.
پس این نکته را نباید فراموش کنیم که اگر فرماندهی بهترین طرح عملیاتی را هم طرح ریزی کند، نیروی با ایمان نداشته باشد، نمی تواند موفقیت خود را قطعی بداند. از سوی دیگر اگر نیروی با ایمان هم وجود داشته باشد اما فرماندهی کارآمد نباشدنیز این موضوع برایش صادق است بدین معنی که داشتن نیروی با ایمان و فرماندهی کارآمد هر دو در کنار هم موجب بوجود آمدن موفقیت می شود.
طرح عملیات این بود که بتوانیم خود را به شرق بصره برسانیم اما در مرحله آخر با کمبود نیرو مواجه شدیم به همین خاطر در این مرحله قرارگاه فجر هم به سه قرارگاه قبلی اضافه شد. بدین شکل قرارگاه فجر که تحت فرماندهی شهید بقایی و مرتضی صفاری بود مأموریت پیدا می کند تا از پل نو و عرایض وارد عمل شود و قرارگاه فتح هم از جاده آسفالته وارد شهر شود. قرارگاه قدس نیز مأموریت داشت از طلاییه تا کوشک را پوشش دهد به همین خاطر این قرارگاه مأموریتی برای ورود به شهر نداشت.
در عملیات الی بیت المقدس فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا بر عهده محسن رضایی و صیاد شیرازی بود که نقش اساسی در هماهنگی و طرح ریزی را عملیات بر عهده داشت. بعد از قرارگاه مرکزی کربلا فرماندهان قرارگاه ها بودند. البته سپاه یک تیم طراحی عملیات هم داشت که اعضای آن عبارت بودند از محسن رضایی، حسن باقری، رحیم صفوی و غلامعلی رشید.
در بین فرماندهان نیز احمد متوسلیان بیشترین فشار را بویژه در منطقه گرم دشت متحمل شد و نقش مهمی هم در پیروزی عملیات ایفا کرد ـ در مرحله آخر همت فرماندهی تیپ 27 را به دلیل مجروحیت متوسلیان و شهادت شهبازی در مرحله دوم عملیات بر عهده داشت ـ در جناح شمالی هم مرتضی قربانی در کسوت فرماندهی تیپ 25 کربلا در پوشش دادن منطقه مأموریتی خود نقش بسیار مهمی ایفا کرد.
ناگفته نماند که تمام فرماندهان سپاه و ارتش در این عملیات نقش تأثیر گذاری در پیروزی و روند نهایی عملیات داشتند ولی در این بین همان گونه که اشاره شد برخی ها فشار بیشتری متوجه نیروهایشان بود.
شناسایی ها قبل از عملیات بستان و حتی از بعد اشغال شهر صورت می گرفت و بدین گونه نبود که بلافاصله بعد از اتمام عملیات فتح المبین صورت گرفته باشد اما از روزی که قرار شد عملیات در این منطقه صورت گیرد، شناسایی ها برای مشخص شدن راهکارهای عبوری هر قرارگاه و یگان های مربوطه بود.
اولین بار بعد از عملیات ثامن الائمه(ع) یگان زرهی سپاه تشکیل شد لذا در عملیات بیت المقدس که شرکت کردیم استعدادمان 400 دستگاه تانک و نفر بر زرهی بود و در شب عملیات هم 175 دستگاه تانک را از کارون عبور دادیم البته این تانک ها همه غنیمتی بودند که ما آن ها را بکارگیری کردیم. ناگفته نماند که طی این عملیات 30 دستگاه تانک و نفربر ما را ارتش بعث عراق مورد اصابت قرار داد و طی آن مسئول ستاد ما یعنی رضا مجیدی و محسن غرضی از فرماندهان گردان زرهی سپاه نیز به همراه سایر رزمندگان به شهادت رسیدند.

نظر خود را اضافه کنید.

0 / 500 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 500 حرف باشد
شرایط و قوانین.

نظرات (2)

  • علیرضا

    خداوند انشاءالله اخر وعاقبت مارا ختم بخیر کند واز این دنیای پلید ما را به دوستان شهیدمان برساند وانشاءالله باعث خجالت نزداین عزیزترین بندگان نباشیم امین رب العالمین

  • علیرضا

    باسلام میبینم که شما هم فقط دیدگاههایی که همسو باشماست تایید میکنید من در این عملیاتی که شما توضیح دادید مجروح واسیر شدم وشکایتم را خدمت شهید بزرگوار باقری کردم ولی عیب ندارد حداقل اگر میتوانید انتقاد مر ا به برادرشان برسانید موفق باشید خداحافظ