حسن باقری و احمد متوسلیان - امام حسین ( علیه السلام )

 


جلسه طرح مانور تیپ 27 محمد رسول الله (ص) - 1360/12/22 - مکان : دوکوهه
حسن باقری:  خدا شاهده یه تیپ ما، برادر احمد یه تیپ ما فقط فرمانده‌اش سه روز پیش اومده یه منطقه رو شناسایی کرده، هنوز تیپش با منطقه عملیات دویست کیلومتر فاصله داره. اون وقت من موقعی که می‌گم ناشکری نکنید، برادرها همه دنبال دوربین یه چشم و دو چشم دو دهنه‌اند! بابا عراق داره، آمریکا داره، نمی‌دونم روسیه داره، از کی بریم بگیریم؟

حاج احمد متوسلیان:   خب برید رابطه برقرار کنید.
حسن باقری:  فتوا می‌فرمایید، برادرها [ رابطه برقرار ] بکنید! تو چزابه یه شب ما فرمانده یه گردان سه‌تا گروهان رو خودم برداشتم بردم تو چزابه تو نبعه شناسایی، یکی از همین شب‌هایی که می‌خواستیم عمل بکنیم، بعد از اون حمله که دیگه طاقت‌مون را طاق کرده بودند. فرمانده گردان رفتیم آقا تا این رمل‌ها رو دیدن و تا چی اصلاً دل و روده همه اصلاً اومد گفت اوووِ [ حال به هم خوردگی ] بمباران کردن، سه نفر گریه کردن. ما دیدیم آقا وضع فرمانده گردان خرابه، گروهان خرابه، نمی‌شه، صرف‌نظر کردیم از عمل، عمل نکردیم، یعنی یه جایی نه دست منه، نه دست شماست، نه دست اون بالاتریه! چیزی نمونده برای مملکت‌مون، خب امام‌حسین علیه سلام چی براش موند! خب امام سجاد موند از شیعیان، آقا ما خیلی عزیزتر از اون‌هاییم! ما اوردیم بچه شیش ماه رو! فراموش نکنید، ما نیستیم که پیروزی می‌یاریم. به خدا می‌گم من همه‌اش این تصور تو ذهنمه که اگه به محسن فشار بیاریم، محسن ببُره اون‌جا چی کار می‌خوایم بکنیم دیگه؟! چون الان امید [صیاد] شیرازی، امید امام، امید ارتش، امید آقای رفسنجانی، همه این‌ها بعد از خدا به این سپاهه، این سپاه هم امیدش به فرمانده‌اشه، من چقدر دارم، از بس من مسئله توالت رو به برادر محسن گفتم، هر وقت می‌شینه می‌گه این باقری تا حرف می‌زنه حرف توالت می‌زنه، برو ازش بپرس؟ حرف تخلیه چاه زدم، آخه چقدر دیگه! نمی‌کنیم آقا، جمع کنیم جول و پلاس‌مون رو، می‌کنیم جمع نکنیم، اگه می‌خوایم کارکنیم آقا کار خون و دل داره، مسئله داره، دردسر داره، چی بگم؟


حبیب مظاهری (فرمانده گردان مسلم ابن عقیل) :   همه بچه‌ها واقعاً بعد از خدا شما رو دارند.
حسن باقری:  یه اف 5 پا شده پریده رفته عربستان سعودی، 3 ‌روز بعد نخست وزیر مملکت خبردار شده. عربستان تلفن کرده، آقا اف 5 اومده این‌جا، نخست وزیر می‌گه من خبر ندارم، می‌گه نه آقا درسته نیست. آخه مشکلات نیرو هوایی، مشکلات مملکت، یه همچین مشکلاتیه، 30 ‌تا دونه موشک فونیکس داریم برادر، سی‌تا دونه! اگه 30 ‌تا هواپیمای دیگه دشمن رو بزنند، هیچ چیزی نیست از فضای این مملکت حفاظت بکنه! تا کی می‌خوایم بذاریم، میراژهای عراق 28 ‌تا بود تا دو ماه دیگه می‌شد 60 ‌تا، می‌یان محاصره می‌کنند، اف 14ها رو می‌زنند، چقدر صبر کنیم آخه! خب فکر کنید نه آر.پی.جی داریم، نه فلان داریم، هیچی نداریم، اگه نداشتیم جهاد نمی‌کنیم؟! البته می‌گم من این صحبت‌ها رو نمی‌گم که برادرها، ولی می‌خوام فقط برادرها از مجموعه اطلاعات مشکل جابیفته براشون، حساب بکنند که فشار چه اندازه است؟ مسئله چقدر مشکله؟

دانلود

خواندن 2160 دفعه

رسانه

نظر خود را اضافه کنید.

0 / 500 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 500 حرف باشد
شرایط و قوانین.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد